« Iranian President | صفحه اصلی | خنده »

۵۷ فراموش نشدني

كلاس چهارم ابتدايي رو هيچ وقت فراموش نمي كنم.روز اول يه آقاي كچل عينكي وارد كلاس شد كه دهنش بوي پياز و آدامس موزي ميداد دوست داشتم يه خانم مهربون معلمم كلاسمون مي شد.
بنده خدا افكار خاصي داشت شايد اون وقتا كه تمام نگاه من به توپ پلاستيكي دو لايه و حياط مدرسه بود اون داشت به امروز ما فكر مي كرد يا شايدم به نهاري كه چند ساعت پيش تو دفتر مدرسه شريكي با بقيه معلما خوردن!
شايد كلاس چهارم رو به خاطر سيگار 57 كه معلممون سر كلاس مي كشيد يادمه.

يه روزتو ايام دهه فجر درست نمي دونم چه سالي اما كلاس سوم راهنمايي بودم اون وقتا از 12 بهمن تا 22 رو جشن مي گرفتند و هر روز مراسم خاصي در مدرسه داشتيم احتمالا شما هم اين مراسمات رو ديديد اما تو اين سالها كم رنگ تر شده به هر حال از راديو برا مصاحبه به مدرسه ما اومده بودند مدير مدرسه هم بچه هايي رو كه سر زبون داشتند رو جمع كرده بود كنار اونها. من و حميد جز اين چند نفر نبوديم و اين دليلي بود كه شلوغ كنيم و مدير مدرسه بدونه كه ماهم بلديم حرف بزنيم.
فرياد و دادو بيداد و.... تا اينكه مدير مدرسه رحمه ا... عليه ما رو ديد و به معاونش گفت كه مارو ساكت كنه
آقاي روشنايي معاون مدرسه بود با خطكش چوبي 57 سانتي متري به طرف ما ميامد(خطكش او 50 سانتي بود اما كمربندي كه دور اون بسته بود كه موقع زدن دردش بيشتر شود اون رو 57 سانتي كرده بود.)
ما هم از ترس شروع كرديم به دويدن تو يه چشم بهم زدن رسيديم انتهاي راهرو انقدر تو اون ايام تاتر هاي انقلابي ديده بوديم حس مي كردم روشنايي هم ساواكي شده يهو شروع كردم به مرگ بر شاه گفتن روشنايي دهنش باز مونده بود.
خلاصه تنبيه ما اين بود كه بايد 10 مرتبه پله هاي مدرسه رو بالا وپايين مي رفتيم دفعه آخر كه پله ها رو شمردم درست 57 تا بودند.

دوم دبيرستان دبير شيمي ما مرد ساده و مهربوني بود طوري كه همه ما شيمي رو قبول شديم! اتفاقا وبلاگ نويس هم هستند. ايشان قوانين خاصي داشت 10 دقيقه او كلاس رو دست به جيب مي كرد و قدم ميزد بعد رو تابلو شعري مي نوشت و شروع مي كرد به آواز خواندن 20 دقيقه آخر كلاس تمرين حل مي كرد و دوباره هفته بعد هم همين ماجرا بود.مي گفت اگه مملكت ما درست و حسابي بود من الان بايد كنار زاينده رود قليان ميكشديم و حال مي كردم نه اينكه بيام سركلاس شما اونم اضافه كار..
ايشان با كفش و كلاه جمعا 57 سانتي متر قد داشت.

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۱۶ بهمن ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ بֽظֽ.

The previous post in this blog was Iranian President.

The next post in this blog is خنده.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.