« 2006 | Main | 2006 »

30, 2006

ما که رندیم


یه اتاق نیمه تاریک و استکانی چای و کمی کاغذ سفید که میل به متفاوت بودن دارد برا یه آدم نصفه نیمه که هنوز معلوم نیست سالمه یا که دیوانه است.
به هرحال این فصل زرد آغازگر فصل سفید است وبنیانگذار بهار و فرستی که بنشینیم و حساب کنیم که در بهار گذشته چه کردیم.تا بهار جاری این حال وهوا ما رابس.

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس!
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس!
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند ــ
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس!
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ــ
گر شما را نه بس این سود و زیان، ما را بس!
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس!
باغ عشرتگه و ایوان به ملوک ارزانی!
ما فقریم، سر کوی فلان ما را بس!

از در خویش، خدا را، به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس!
نیست ما را به جز از وصل تو در سر هوسی،
این تجارت ز متاع دو جهان ما را بس!

من و هم صحبتی اهل ریا؟ ــ دورم باد!
از گرانان جهان رطل گران ما را بس!
بنشین بر لب جوی گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذاران ما را بس!

حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی ست:
طبع چون آب و غزل های روان ما را بس!

Posted by Ehsan at 02:45 | Comments (3)

27, 2006

پشت نیسان شهری است

می دونم که همه با این آقایان نیسان سوار برخورد کردید.مخصوصا اون دوستانی که در خطه سرسبز شمال غربت می کشند با نیسان و اهمیت اون یسیار آشنا هستند.
خلاصه نیسان با اهمیت و بی اهمیت اصلا مهم نیست مهم آن است که پشتش چه بنویسند چند روز پیش که خیلی اتفاقی پشت یکی از همین نیسانها رو میخوندم نوشته بود:
انرزی هسته ای حق مسلم ماست
کلی خندیدم !!!! پشت نیسان هم سیاسی شده!!البته که دوستان راننده نیسان از درجه و اهمیت اجتماعی برخوردارند اما اظهار نظر کردن و پهنای فکر این آقایان چقدر نزدیک است به بعضی مسائل و اتفاقات و اظهار نظرها...بماند.
خلاصه امروز پشت نیسان این رو خوندم:

یک روز رسد غمی اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است :
در سایه ی کوه ، باید از دشت گذشت "

Posted by Ehsan at 11:37 | Comments (2)