
می خواستم توضیحی در مورد پست قبلی بنویسم اما باشد برای بعد.سخن عشق خوش تر است.
این روزها در حال ضبط برنامه دروغینی هستیم.که همه اش دروغ است همه از هم تشکر می کنند حرفها همه از مهربانیست همه از کنار هم بودن است اما بعد از ضبط حتی بچه های گروه از هم تشکر نمی کنند باهم خداحافظی نمی کنند.کنار آقای x ایستاده بودم که داشت با جناب آقای y مصاحبه می کرد گفتم: چی میگه؟
گفت: چرند میگه
خوب که گوش کردم دیدم او در حال تشکر از عوامل برنامه ماست.
خوب تو این دوره زمونه که همه با طرح خنده ای برلب از کنار هم می گذرند. جای عشق خالیست جای صداقت هم.دلم گرفته دوست دارم قدر همه را بدانم.
این چند خط تقدیم میشود به پدرم مادرم همسرم برادرم و شما که بودنم به بودنتان بسته است:
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها ...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم
باشد برای روز مبادا
اما
در صفحههای تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما چه کسی میداند
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها ...
هر روز بی تو
روز مباداست.
