« 2006 | Main | 2006 »

24, 2006

عروسک قصه من

این داستان رو چند وقت پیش خوندم و حالا اونوقت تو شرایطی بودم که خیلی لذت بردم الان هم دوستش دارم .به هر حال می گذارم تا نظر شما رو هم بدونم.
عروسک قصه من

مرد روی تخت دراز کشيده است. پای راستش را رو پای چپش انداخته. دست هايش را زير سرش تا کرده و کلاهش را تا رو چشم هاش پايين کشيده. دختر اما هنوز نگاهش می‌کند.
مرد به سيگارش پک می‌زند. سيگار گوشه لبش می‌ماند. مرد حتی يک بار هم به سيگارش دست نزده‌ است. دختر دست‌هايش را لای پاهايش می‌گذارد و به سيگار مرد که تا نيمه رسيده است خيره می‌شود. سيگار هميشه برای دختر معنای خستگی را داشته. دختر دوباره دست هايش را رو پاهايش که از تخت آويزانند می‌گذارد. سردی دست ها رو پاهايش می‌ريزد. هميشه اين دست‌ها سرد بودند. دختر حالا فکر می‌کرد اين مرد اولين کسی‌ست که سردی دست‌هايش را می‌فهمد. مرد پاهايش را جابه‌جا می‌کند. نگاه دختر از سيگار سر می‌خورد تا پاهای مرد تو شلوار خاکستری. پاهای مرد خيلی دراز بودند. دختر هيچ وقت نتوانسته بود کفش‌های مرد را ببيند. مرد هنوز به سيگار پک می‌زند. دختر سعی مي‌کند چشم‌های مرد را به خاطر بياورد. دوباره دست‌هايش را لای پاهايش می‌گذارد. سينه مرد بالا و پايين می‌رود. مرد هميشه پيراهن سفيد می‌پوشيد و دکمه اول را باز می‌گذاشت. دختر يادش می‌آيد که سينه مرد هيچ وقت مو نداشته، فقط جوش های ريز بود و کمی خيسی. دختر يادش نبود که هيچ وقت سينه مرد را نديده است. مرد به سيگارش پک می‌زند. چيزی به تمام شدن سيگار نمانده. دختر دوباره سردی دست هايش را به خاطر می‌آورد.
سيگار مرد تمام شده است. بلند می‌شود و می‌رود.

داستان از:پریسا دلیلی

Posted by Ehsan at 03:57 | Comments (7)

23, 2006

نوروز جمشیدی

نوروز مبارک


چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند
برآسوده از رنج روی زمین
سر سال نو هرمز فرودین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازان روزگار
به ما ماند ازان خسروان یادگار


نوروز... روز اول فصل بهار. هرچه به این موضوع فکر می کنم بیشتر به ایرانی بودن خودم افتخار می کنم . رسومات نوروز از دید و بازدید گرفته تا پذیرایی کردن با انواع شیرینی و شکلات ویا به تن کردن جامه نو همه و همه نوید انرزی دوباره را میدهد نیاکان ما میراث گرانبهایی رو به ما هدیه کردند نکته قابل تامل اینکه رسومات نوروزی در نقاط مختلف ایران از یک ساختار واحد تشکیل شده اما هر قسمت با توجه به فرهنگ بومی راوی این ساختارند یا به زبان ساده تر اینکه قالب نوروز برهمگان روشن اما نوع اجرا این مراسم کاملا متفاوت است و دقیقا جذابیت این روزبا همین عامل صد چندان می شود.
دكترعبدالحسين زرين كوب مى نويسد: «چون بسيارى از ايزدان آريايى با پديده هاى طبيعت ارتباط داشتند، نيايش آنها نيز همه جا و در هر حال با دگرگونى هاى اين پديده در روز و شب، در سرما و گرما و در بهار و تابستان مربوط مى گشت و اين نكته سبب مى شد كه از همان دوران زندگى مشترك نوعى گاهشمارى مشابه براى جشن ها و نيايش ها رايج شود. نام ماه ها آن گونه كه در كتيبه هاى هخامنشى باقى است نشان مى دهد كه در نزد اين دسته از آرياها، فعاليت هاى كشاورزى و نياز هاى ناشى از آن با مراسم دينى مربوط بوده است و اين همه نقش مهمى در زندگى عامه داشته اند. از بعضى قراين برمى آيد كه ايرانى هاى شرقى، مخصوصاً از وقتى در مرحله زندگى ده نشينى و كشاورزى پيش رفته اند، در آنچه به جشن ها و نيايش ها مربوط است به مسئله تغيير فصول توجه خاص مى ورزيده اند.» ( تاريخ مردم ايران، عبدالحسين زرين كوب _ )
نوروز مبارک
خوب از نوروز که بگذریم این نکته مهم
رو فراموش نکنیم که امسال بر خلاف سالهای گذشته وبا وجود رئیس جمهور محترم اقتدار ایران در امور سیاسی چه داخلی و چه خارجی بر تمامی تحولات منطقه تاثیر گذاشته .شاید در سالهای قبل ودر دولت محمد خاتمی با کلی ارتباط و رایزنی امکان ملاقات با سران دیگر کشورها به وجود می آمد اما حالا می بینیم که چطور کشورهای منطقه از ایران تقاضای کمک در حل مشکلاتشان را دارندواین همان ایرانیست که ما آرزویش را داریم ایرانی مقتدر و آزاد واین همان مشت محکمی است که بر دهان آمریکا وشرکای جاسوسش فرود می آید
و باید خداقوت گفت به دولتی که طی این چند ماه و زمان محدود به این صورت عمل کرده ومیزان امیدواری به آینده رو در مردم زنده کرده از همینجا درود می فرستم به همه دولتمردان و مخصوصا شخص محمود احمدی نزاد.

نوروز مبارک

Posted by Ehsan at 06:01

12, 2006

با تشکر از همه

من و امیری تهیه کننده
وقتی فکرشو می کنم همه دلهره ها و نگرانیها و اضظرابها و بهم ریختگیها و ببخشیدها و نوکرتمها واشتباه ها و گافها وسوتی ها و نارفیقیها و به کی رای میدی به هاشمی و احمدی نزاد رو دوست دارم و 13 اذر روز دانشجو 22 بهمن ماه یوم ا... و انرزی هسته ای حق مسلم ماست و مرگ بر امریکا و ایت ا...سیستانی و حکیم وجرج بوش و رفیقاش صدام و شریکاشو ...رو قرار باشه دوباره تحمل کنم فقط از خدایه چیز می خوام :سال نو سالی پر از شادی و لبخند باشه برای همه ملت ایران
کلاکت
راستی این یک ماهه در گیر تولید یه سریال عروسکی بودم که 13 قسمت 20 دقیقه و برا گروه سنی زیر 18 سال است ودر نوروز پخش خواهد شد امیدوارم بچه ها باهاش ارتباط برقرار کنند.همزمان پیش تولید یه مجموعه عروسکی انیمیشنی رو شروع کردم که باید تا 20 فروردین 3 قسمتش رو تحویل بدم تو این شلوغ پلوغی یه کار مستند هم به نصفه رسیده تازه اینکه چیزی نیست مونتاز مستندی که تو ایام عاشورا ساختم رو هنوز شروع نکردم و با خودم عهد کردم بعد از تعطیلات حتما یه فیلم کوتاه داستانی هم بسازم اینا همه در حالیه که متعلقه برا نوروز برنامه ریزی کرده واز همه بد تر مادر زن عزیزم چپ چپ نگام می کنه.
 یکی از دوستان
واای چقدر حرف زدم چند روز پیش مادر بزرگم حالش بد شده بود من نرسیدم برا احول پرسی برم بیمارستان و تلفنی باهاش صحبت کردم
گفتم:ببخشید یکم گرفتارم نمی رسم بیام اونجا خوب اخر ساله دیگه
گفت:مگه تو سر کار می ری
گفتم:اره دیگه !!
گفت:کار شما که کار نیست ببین مسعود (پسر خالم)چه زحمتی میکشه جای اون بودی چی می گفتی
نمی دونستم چی باید بگم
گفت:با اون همه گرفتاری 4 یا 5 بار اومده بیمارستان
حالا به نظرتون من اینارو براش بگم آیا اون حس می کنه که اینا کار منه یا...راستی مسعو د چوب فروشی داره.
خلاصه ما که نه جز هنرمنداییم نه جز بازاریها
این منم
ابری که دست بر دریا می‌انداخت
آب را تا خاک
نزدیک‌تر از دو فاصله خط می‌زد
زنی که خیس‌تر از دریا می‌آمد
نشانه‌های ساحل را در هم ریخت
دستان ِ کوچکش خزری پنهان بود
و معنی پارو کشیدن قایقران را خوب می‌فهمید

زنی که ناگهان و خیس می‌آمد
آب را شمایل دریا
می‌بخشید.

Posted by Ehsan at 11:46 | Comments (10)