« 2005 | Main | 2006 »

31, 2006

بی هوای تو،

خو می کنم به تنهایی خود

و در انتهای خیابانی سرشار از عطر تو
به خانه ام میرسم.
ازپله ها که میروم بالا،
روح روشن زندگی، لبخند میزند بر قاب شیشه ای در.
همسایه طبقه اول، بوی نارنج و سیر و قرمه سبزی میدهد.
شادمانه ی کودکی،
از ذهن روزنه های طبقه ی دوم جاریست.
و در طبقه ی تو باران می بارد و موسیقی کلاسیک،
دست در گردن من، والس میرقصد.
گرمای تو، پر از بوی خوش زن،
از دیوارهای صورتی سرازیر می شود به سینه ام
دستگیره ها از دستان سفید تو می گویند و چقدر سرم درد می کند!
سوئیت من اما،
با تراسی از ته سیگار و ،
رختخوابی مچاله از بی خوابی،
مهجور نارنج و موسیقی ست و خو کرده به تنهایی.
بی هوای تو،
هوای خوش زن!
پائیز 1380من و پویان قاضی نیمه شب بارانی

Posted by Ehsan at 11:59

27, 2006

من و تو و چند نفر دیگه


دیشب خواب یه دختر کوچولورو دیدم.مدام نگام می کرد سرو صداهای عجیب غریبی میومد نمی دونم کجا بودم نسیم ملایمی روی صورتم حس می کردم.خواب خوبی بود صبح وقتی از خواب بیدار شدم بعد از سالها شیرینی یه خواب خوب رو حس می کردم. خوب انگار داره طلسم شکسته میشه پیش تولید فیلم جدیدم رو شروع کردم خیلی خوشحالم دلهره خاصی دارم سرم شلوغه ولی تا چند روز دیگه بیشتر در مورد فیلمم می نویسم.
جهنم در ميان ِ کافه باقی بود. و حسرت بين ِ دست و استکان و لب، مسير ِ ثابتی را پرسه می‌زد. به طعم ِ تلخی و سيگار ِ روشن، گلو آواز ِِ خاموش ِ خودش را زمزمه می‌کرد. کسی آن سوی ِ من از چهره ‌اش در آينه لبخند می‌خواست و گاهی چشم ِ خود را در مسير ِ انتظارش به ميز ِ ديگری می‌برد و تا در امتدادش را نگه می‌کرد: جهنم در خيابان راه می‌رفت

Posted by Ehsan at 01:02 | Comments (10)

13, 2006

We are against military interference of USA in Iran?..

no war

درست به یاد نمی آورم که چند سالم بود ولی می دانم زمان جنگ ایران و عراق بود و شاید روزهای اغازین آن صبح زود با صداهای وحشتناکی از خواب بیدار شدم دیدم برادر کوچکم پشت کمد قایم شده و از ترس به خودش می لرزه خواستم بلند شم و برادرم رو در آغوش بگیرم می خواستم داد بزنم بگم که ما تنهاییم اما جراتش رو نداشتم شاید من و برادرم روی هم 6سال داشتیم پدرم به جبهه رفته بود و مادرم که معلم بود و هر روز سر کار می رفت ما بودیم و چند ساعت ترس اونوقتا تمام سرگرمی ما نوارخاله سوسکه بود که هزار بار گوش کرده بودیم.می ترسیدم هم از صدای گوینده رادیو وهم از صدای ضد هوایی و هواپیما و ...بگذریم.چند سالی از ان دوران گذشته اما اضطرابها همچنان با ماست شاید اونی که الان با خیال راحت سوار ماتیزش میشه و از پنچریش تو وبلگش می نویسه هیچوقت این روزها رو ندیده باشه شاید اون اقایی که ماجراهای سگش روموضوع وبلاگش کرده... ولی ما که این روزها رو گذروندیم و بمب رو بالای سر و تیکه های بدن همسایمون روتو کوچه دیدیم خوب می فهمیم که جنگ چقدر سخته شایدازاینکه یه نایت کلوب سر کوچتون نیست ویا مشروبتون رو به سختی می خرید ناراحت باشید ومدام بگید اینجا آزادی نیست .تنها شعارتون هم نبود دمکراسی باشه... از جنگ میترسم نه به خاطر جان خودم بلکه برا اون نسلی نگرانم که قربانی جاه طلبی چند آدم بی فکر میشه و وارث تمام اضطرابهای ما !!
اگه با دخالت نظامی امریکا در ایران مخالف هستید می تونید اینجا رو که به همت سعید حاتمی است امضا کنید

Posted by Ehsan at 12:00 | Comments (21)

11, 2006

نه اینکه بگویم وبلاگ بد است

علیرضا کلاهچیان
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید.
گذ ر به سوی تو کردن ز کوچه ی کلمات
به راستی که چه صعب است و مایه ی آفات.
چه د یر و دور و دریغ !
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید.
ز کوچه ی کلمات,
عبور گاری اندیشه است و سد طریق
تصادفاتِ صداهاو جیغ و جار حروف
چراغ قرمز دستور و راهبند حریق .

تمام عمر بکوشم اگر شتابان , من
نمی رسم به تو هرگز ازین خیابان, من.
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید.
این اولین پست علیرضا کلاهچیان صاحب وبلاگ این سوی خیابان است.

علیرضای عزیز اولین تولد وبلاگت رو اول به همه وبلاگ نویسها بعد به خودت تبریک می گم امید که سالها بنویسی

Posted by Ehsan at 07:08 | Comments (7)

01, 2006

تصور کن !

جان لنون
Imagine there's no heaven
تصور کن بهشتی نیست
It's easy if you try
ساده است اگر سعی کنی
No hell below us
زیر پامان جهنم نیست
Above us only sky
و در بالا تنها آسمان است
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
Living for today
برای امروز زنده اند
Imagine there's no countries
تصور کن هیچ کشوری نیست
It isn't hard to do
سخت نیست اگر بخواهی
Nothing to kill or die for
هیچ چیز برای مردن یا کشتن
And no religion too
هیچ دینی هم
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
Living life in peace
در صلح زندگی کنند
You may say I'm a dreamer
ممکن ست بگویی خیال بافم
But I'm not the only one
اما تنها نیستم
I hope someday you'll join us
امیدوارم روزی با ما شوی
And the world will be as one
و دنیا یکی شود

جان لنون
John Lennon
جان لنون

برای شنیدن ترانه تصوراینجا را کلیک کنید

Posted by Ehsan at 03:15 | Comments (19)