« می تونم تورو دوست داشته باشم؟ | صفحه اصلی | یه شب مهتاب... ماه میاد »

به عمراني كربلايي كاظم‌نژاد و همه آنانی که مظلومانه جان باختند

سقوط هواپیمای c130

بیداد رفت لاله‌ی بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
هر لاله‌ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
جز در صفای اشک دلم وا نمی‌شود باران به دامن است هوای گرفته را
وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب آورده‌ام به دیده گهرهای سفته را
ای کاش ناله‌های چو من بلبلی حزین بیدار کردی آن گل در خاک خفته را
گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست تب موم سازد آهن و پولاد تفته را
یارب چها به سینه‌ی این خاکدان در است کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را
راه عدم نرفت کس از رهروان خاک چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را
لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
لعلی نسفت کلک در افشان شهریار در رشته چون کشم در و لعل نسفته را
آلبوم عکس

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۱۶ آذر ۱۳۸۴ ۱۱:۱۹ قֽظֽ.

The previous post in this blog was می تونم تورو دوست داشته باشم؟.

The next post in this blog is یه شب مهتاب... ماه میاد.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.